ابو الفضل مير محمدى زرندى

306

تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )

آنست كه به اهل مكه خطاب شده و مدنى آنست كه به اهل مدينه خطاب شده باشد « 1 » . اما اصطلاح اول كه مورد اختيار ما است و بر طبق مشهور نيز مىباشد تعريفى است جامع كه هيچ آيه‌اى كه مكى باشد از آن خارج نيست و نيز مدنىها كه هيچ يك از آنها از محتواى تعريف خارج نيستند . زيرا اين تعريف از قبيل حصر عقلى است كه دائر بين نفى و اثبات است و واسطه‌اى در آن نيست به خلاف دو تعريف ديگر كه شامل بعضى از سوره‌ها نمىشود مثلا سوره فتح كه تمامش و يا قسمتى از آن در بين مكه و مدينه در وقتى كه پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) از حديبيه بر مىگشت نازل شده است تعريف دوم شامل آن نمىشود زيرا اين سوره شريفه نه در مكه نازل شده و نه در مدينه . و تعريف سوم نيز شامل آن نيست زيرا اين سورهء شريفه با « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » شروع نشده تا گفته شود مدنى است و با « أَيُّهَا النَّاسُ » نيز آغاز نشده تا گفته شود مكى است و اما تعريف اول كه مختار ما هم هست شامل اين سوره مىشود زيرا آن يا قبل از هجرت نازل شده است كه مكى است يا بعد از هجرت نازل شده است كه مدنى است . ضابطه‌اى در تعيين مكى و مدنى اقوال در ملاك و ضابطه در تعيين مكى و مدنى مختلف است و ما تعدادى از اين نظريه‌ها را بيان مىكنيم : 1 - قاضى ابو بكر در كتاب « الانتصار » بنابر نقل سيوطى در اتقان مىنويسد : ما در تعيين مكى و مدنى كه به نوشته‌ها و گفته‌هاى صحابه و تابعين مراجعه مىكنيم براى اين است كه از پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) در اين خصوص چيزى وارد نشده است زيرا در عصر نزول قرآن احتياجى به بيان پيغمبر اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله ) نبوده است و آنان نزول قرآن و زمان و مكان و اسباب نزول آن را بالعيان مىديدند « 2 » ( آنجا كه عيان است چه حاجت به بيان است ) . ولى در كتابهاى شيعه رواياتى از امامان معصوم ( عليهم السلام ) نقل شده گر چه كم و يا

--> ( 1 ) الاتقان ج 1 ، نوع اول ص 9 . ( 2 ) مناهل العرفان ، ج 1 ، ص 189 .